ده سال و ده نسل

“ده سال و ده نسل” برشی از خاطرات و یادهای ده‌‌سال‌های کلیدی زندگی من و توست. ده سالی که یک نسل در خود داشت ولی ده‌ها نسل را به تاریکی خود کشاند. ‌


مرزها چیزهای جالبی‌اند. توهم و تعصبی به من و دیگری خواهند داد، فارغ از اینکه همه دو دست و دو پا و یک سر داریم، که بر علیه یکدیگر بشوریم. شاید اعتقادات یکسانی هم داشته باشیم. ولی تنها جداکننده من و یک نفر در صحرای آفریقا نیز شاید همین باشد. فدا کردن جانمان برای حفظ کردن این جدایی و مرز هم به خودی‌ خودش جالب است.

ادامه خواندن “ده سال و ده نسل”